نصایح لقمان به فرزندش
سعی لقمان بر این بود كه در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد. لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم همیشه شكر خدا را به جای آور، برای خدا شریك قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است.
فرزندم: اگر عمل تو از خردی چون ذره ای از خردل در صخره های بلند كوه یا آسمانها و یا در قعر زمین مخفی باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخیز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و كیفر آن خواهی رسید.
فرزندم: نماز را به پای دار! تا ارتباط تو با خدا محكم گردد و از ارتكاب فحشا و منكر مصون باشی و چون به حد كمال رسیدی، دیگران را به معروف و تهذیب نفس و تزكیه روح دعوت و رهبری كن و در این راه در مقابل سختی ها، صبور و شكیبا باش.
فرزندم: نسبت به مردم تكبر مكن و به دیگران فخر مفروش كه خدا مردم خودخواه و متكبر را دوست ندارد.
خود را در برابر ایشان زبون مساز كه در تحقیرت خواهند كوشید، نه آنقدر شیرین باش كه ترا بخورند و نه چندان تلخ باش كه به دورت افكنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط احمد
|
قابل توجه سالكين الي الله:
تنها كتابي كه در سير الي الله به
سالك الهام حقيقي ميكند و موجب هدايت او به سوي لقاي الهي است فقط كتاب عظيم
الشأن قرآن است و لاغير. تمام كتابهايي كه در باب سير و سلوك نگاشته شده است و
اشعار عرفا و احاديث و اخبا و روايات و كلاسها و محافل عرفاني و... ، تنها اشاره
به حقايق دارند، يعني مانند آينهاي هستند كه ميتوانند درجه سير ما را نمايش دهند
و به ما نشان ميدهند در چه مقامي از مقامات معنوي هستيم. ولي قرآن كه معجزه
پيامبر اكرم اسلام است ميتواند سالك را تا سر منزل فنا هدايت كند، «ذالِكَ
الكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُديً لِلْمُتَقينَ». قرآن حيات بخش و مفيض نور است.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط احمد
|
غرور عبادت سوز
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مىگذشت. در راه به عبادتگاهى رسید كه عابدى در آنجا زندگى مىكرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى كه به كارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانجا ایستاد و گفت: خدایا من از كردار زشت خویش شرمندهام. اكنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش كند، چه كنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند كرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهكار محشور مكن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود كه به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب كردیم و تو را با این جوان محشور نمىكنیم، چرا كه او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.
منبع:غزالى، محمد، كیمیاى سعادت، ج 1، ص 105
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:46 قبل از ظهر  توسط احمد
|
باسمه تعالى
گفتم كه الف، گفت دگر، گفتم هیچ++++++++ در خانه اگر كس است یك حرف بس است
بارها گفتهام و بار دیگر مىگویم: كسى كه بداند «هر كه خدا را یاد كند، خدا همنشین اوست»،
احتیاج به هیچ وَعْظى [و نصیحتی] ندارد. [اینچنین آدمی] مىداند چه باید بكند و چه باید
نكند، مىداند كه "آنچه را كه مىداند باید انجام دهد و آنچه كه نمىداند باید احتیاط كند".
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:43 قبل از ظهر  توسط احمد
|
دنبال روى از كوره راه دنيا طلبان ننگ است
براى انسانى كه داراى ايده ى عالى ، آرزوهاى بزرگ الهى و اسلامى و مفتخر به مجاهدت
در راه خدا و مفتخر به اين است كه در راه مهمترين انقلاب دوران ، با پرچم اسلام
حضور داشته و دارد، ننگ است كه بعد از گذشت سالها، دنبال همان كوره راهى كه دنيا
طلبان عالم و شكم بارگان و هوس پيشه گان عالم ، قبلا رفته اند، راه بيفتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط احمد
|